یکشنبه ۲۱ تیر ۱۴۰۵ - ۱۴:۰۷
سقوطِ بدخواهان؛ صعودِ نظام؛ درس تاریخ به لیندسی گراهام‌ها

حوزه/ تاریخ، همواره حقیقت را از توهم جدا می‌سازد. سیاستمدارانی مانند لیندسی گراهام، با محاسبات باطل و پیش‌بینی‌های پوچ، زوالِ نظام جمهوری اسلامی ایران را وعده می‌دادند، اما گذر زمان نشان داد که مدعیانِ فروپاشی، خود فراموش شدند. در مقابل، جمهوری اسلامی ایران، با اتکا به خونِ شهدا و اراده ملت، نه تنها پابرجا ماند، بلکه اکنون با گذشتِ نزدیک به پنج دهه، به عنوان یک قطبِ مقتدر در جهان شناخته می‌شود.

به گزارش خبرگزاری حوزه، تاریخ انقلاب اسلامی ایران، داستانی پر فراز و نشیب از مقاومت، پایداری و پیروزی در برابر انواع توطئه‌ها و دسیسه‌های دشمنان قسم‌خورده بوده است. از همان روزهای نخستِ پیروزی انقلاب اسلامی، امپریالیسم جهانی و متحدان منطقه‌ایِ آن، با تمام توان به کارزارِ سرنگونی نظام نوپای جمهوری اسلامی برخاستند. جنگ تحمیلی هشت‌ساله، تحریم‌های سخت اقتصادی، حمایت از گروه‌های تروریستی و تجزیه‌طلب، و فضاسازی‌های رسانه‌ای گسترده، تنها بخشی از این تهاجمات سازمان‌یافته بود. با این حال، نه تنها هیچ‌کدام از این توطئه‌ها به ثمر ننشست، بلکه نظام جمهوری اسلامی ایران با داشتن رهبری الهی و با اتّکا به عزم ملی، از هر مرحله‌ای با صلابتی بیشتر بیرون آمد و پایداری خود را در طول تقریباً پنج دهه به اثبات رسانده است.

در گذر تاریخ، همواره تقابل میان قدرت‌های گذرا و حقیقت‌های ماندگار مشهود بوده است. لیندسی گراهام - از چهره‌هایی که همواره در ستون‌های رسانه‌های غربی علیه نظام جمهوری اسلامی ایران به تندی می‌تاخت - نمونه‌ای از همان جریان‌های هیجانی بود که با پیش‌گویی‌های پوچ، همواره زوالِ جمهوری اسلامی ایران را وعده می‌داد، اما اکنون، در حالی که او در پیِ یک مرگ ناگهانی از صحنه جهان حذف شده و به زباله‌دان تاریخ پیوسته است، نه تنها آن فروپاشیِ ادعایی رخ نداده، بلکه اقتدار جمهوری اسلامی ایران، استوارتر از هر زمان دیگری، در مسیر خود باقی مانده است.

تاریخ نشان داده است که قدرت‌های کاذب و تحلیل‌های هیجانی، تنها سایه‌هایی گذرا هستند که در برابر خورشیدِ حقیقت، محو می‌شوند. بسیاری از سیاست‌مداران و تحلیلگران آمریکایی که با همان زبانِ تهدیدآمیز، سقوط نظام ایران را نوید می‌دادند، امروز دیگر نامی از آن‌ها نیست. آن‌ها رفتند و با خود، وعده‌های شکست‌ناپذیرشان را به خاک سپرده‌اند؛ در حالی که جمهوری اسلامی ایران، نه تنها از تمامی توطئه‌ها عبور نمود، بلکه با ظهور هر چالشی، آمادگی و پایداری خود را برای مواجهه با ناملایمات جهانی بازتعریف کرد.

این تضاد آشکار میان «مرگِ پیش‌گویی‌های دشمن» و «حیاتِ باشکوه نظام اسلامی»، گواهی است بر آنکه قدرت واقعی، نه در کلامِ پرهیاهوی سیاست‌مداران غربی، بلکه در اراده جمعیِ ملتی نهفته است که بر پایه ایمان و آرمان‌های الهی بنا شده است.

لیندسی گراهام و هم‌فکرانش، در تلاشی بیهوده برای تخریب، تنها بر ماندگاری و ریشه‌داربودن نظام جمهوری اسلامی مهر تأیید زدند؛ چرا که هر چقدر هم که دشمن بر لبه تیغِ تهدید گام بردارد، صلابتِ این نظام، مانعی است که هرگونه توهّمِ زوال را در هم می‌شکند.

امروز با گذشت زمان، مشخص شده است آن‌هایی که وعده سقوط نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران را سر می‌دادند، خود در دامِ زوال و فراموشی گرفتار شده‌اند و یا خواهند شد. جمهوری اسلامی ایران، همچنان به عنوان یک قطب مقتدر در جهان، ایستاده و پابرجا است؛ نه به واسطه ادعاهای سیاسی، بلکه به سبب ایستادگی در مسیر حق و مقابله با ظلم در پناه وعده‌های الهی.

در این تقابل بزرگ، تنها یک حقیقت باقی می‌ماند: «دشمنان می‌آیند و می‌روند، اما حق و نظامِ برآمده از خونِ شهدایی که زنده‌اند و در نزد خداوند روزی می‌خورند، جاودانه و پاینده خواهد ماند.» ان‌شاءالله.

مصطفی امینی

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha